محمد حسن خان اعتماد السلطنه
23
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )
جناب حاجى « 1 » تا پنج سال هم در سلطنت فتحعلى شاه طاب ثراه وزارت بالاستقلال نمود و بعد از آن به واسطهء خيانات قولى و فعلى به مقام عتاب و مكافات برآمد چندى در ابتداى جلوس سلطنت فتحعلى شاه با ميرزا محمد شفيع صدر اعظم كه شرح حالش ذكر خواهد شد ، بالاشتراك وزارت مىنمودند و هر دو در امور مداخله ، و اعتبار و اقتدار ميرزا شفيع ، از عهد شاه سعيد آقا محمد خان شهيد برقرار بود ، لكن حاجى ابراهيم به تدبيرات نكرى و دسايسى كه از اول در كمون داشت كارى كرد كه
--> ( 1 ) - شادروان محمود محمود ، نسبت به حاج ميرزا ابراهيم خان اعتماد الدولهء شيرازى نظريهء مساعد زير را داشته است : « حاج ميرزا ابراهيم خان اعتماد الدولهء شيرازى فرزند حاجى هاشم قزوينى است و اولين صدر اعظم سلسلهء قاجاريه است كه به آقا محمد خان و فتحعلى شاه قاجار هر دو خدمت كرده است و در عهد اين دو پادشاه قاجار مقام صدارت داشته مردى مآلانديش و با تدبير بوده ، فتوحات آقا محمد خان و موفقيتهاى او مرهون رأى و تدبير و سياست ماهرانهء اين مرد است . تا حال قدر و منزلت اين مرد خدمتگذار ايران مجهول مانده و حال آنكه اشخاص محقق و بىغرض بايد بيشتر در حوال اين مرد سياستمدار و با تدبير تحقيق كنند و حق خدمات او را به ايران ادا نمايند . حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله اولين شخصى است كه گرفتار چنگال بىرحم سياست خارجى گرديد . گناه غير قابل عفو اين مرد نامى آن بود كه مانع گرديده فتحعلى شاه ، پيشنهادهاى مهديعلى خان بهادر جنگ فرستادهء فرمانفرماى هندوستان را عملى كند ، يعنى مانع شد شاه ايران به افغانستان لشكر كشيده آن قسمت از قلمرو ايران را خراب و ويران نمايد و امير آن روز كابل را از امارت خلع كند . اين گله را سال بعد سرجان ملكم از صدر اعظم ايران نمود و ايراد كرد كه چرا مانع شد شهريار ايران انتقام شيعههاى ايرانى را از افغانيهاى سنى بكشد : صدر اعظم جواب مىدهد : « سياست از مذهب جداست ، صلاح نبود شاه براى يك چنين كار كوچكى يك قسمت از مملكت را ويران كند و سكنهء آن را قتلعام نمايد . » از اين جواب سرجان ملكم صدر اعظم ايران را شناخت به افكار او آشنا شد . عهدنامهء كه در اين ايام بين ايران و انگلستان به نمايندگى حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله بسته شده اولين و آخرين عهدنامه است كه دستخوش ايهام نشده و عبارات كشدار چند پهلو در آن ديده نمىشود و حقى از ايران سلب نشده بلكه حقوق طرفين كاملا مساوى است . اگر تعهدى شده تعهد دو جانبه است و نمايندهء ايران تعهدى نكرده كه آنا مسئول انجام دادن آن باشد و در مقابل در آينده در صورت امكان كمك و مساعدت تحويل بگيرد . « حاجى ميرزا ابراهيم خان براى همين عقل و تدبير و مآلانديشى منفور گرديد و در دربار ايران غير لازم شناخته شد . » مراجعه شود به : كتاب تاريخ روابط ايران و انگليس جلد اول ، چاپ اول ذيل ص 88 . -